ابراهيم عاملي ( موثق )
85
تفسير عاملي ( فارسي )
فخر : استغفار خواستن آمرزش از خداوند است كه نابودى كارهاى ناشايست انسان باشد ، و توبه كوشش خود آدمى است در ازاله و نابود كردن بدى هاى خود ، پس اوّل كمك حقّ است سپس عمل شخص . « يُمَتِّعْكُمْ مَتاعاً حَسَناً » 3 فخر : ظاهر اين جمله ميفهماند كه مؤمن عابد در دنيا آسوده زندگى مىكند با اينكه حديث پيغمبر است « الدّنيا سجن المؤمن » و در آيات قرآن هم اين گونه مطالب هست ، جواب اين است كه ممكن است مقصود آسايش مؤمن باشد در برابر گرفتاريهاى سابقين كه در سوره ى يونس به آنها اشاره شده است و ممكن است مقصود اين باشد كه بهر طور هست از روزى محروم نخواهند شد بقرينه ى « نَحْنُ نَرْزُقُكَ » و ممكن است بيان حال مؤمن ثابت قدم باشد كه به - واسطه ى كمال ايمان و توجه بحقّ هميشه شاد است و بهره مند كه هرگز از محروميّتهاى زندگى ناراحت و نگران نيست . « وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَه » 3 مجمع : ممكن است فضل بمعنى احسان باشد تا معنى اين باشد هر كس هر بخششى بكند ، نتيجه ى احسان خود را خواهد ديد ، و ممكن است فضل اوّل بمعنى كار نيك باشد و فضل دوّم بمعنى ثواب و مزد ، و ضمير « فضله » مقصود خداوند باشد ، يعنى هر كه كار خوب كرد در عالم ديگر از فضل خدا بيش از استحقاق خود بهره مند مىشود . « يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُوا مِنْه » 5 طبرى : عبد اللَّه بن شدّاد گفته است : مخالفين پيغمبر اگر با آن حضرت مصادف ميشدند سر به زير ميانداختند و جامه بر سر ميكشيدند و سينه خم ميكردند تا خود را از پيغمبر پنهان كنند اين جمله ها اشاره به عمل آنها است ، مجاهد و عده اى گفتهاند يعنى ميپنداشتند كه مىتوانند منويّات خود را از خدا پنهان كنند . مجمع : قتاده گفته است : يعنى چنين ميكردند تا قرآن و سخن حقّ نشنوند و بعضى گفتهاند : يعنى در انجمنهاى بر خلاف پيغمبر چنين ميكردند و سينه هاى خود به يكديگر ميچسباندند و براز سخن ميگفتند تا از خدا پنهان كنند . و از امام سجّاد و